خط داستانی
داستانی شگرف دربارهٔ دکتری زنان است که به معجزه باور نداشت و برای یافتن مریضی که تشخیصش را اشتباه داده بود راهی دهی شد. هان میونگ-جو متخصص سرطان کبد است با نرخ موفقیت عمل جراحی ۹۰٪؛ با این حال، او جراحی بیماران با احتمال زیاد را انجام نمیدهد. چرا؟ چون به نظر میرسد برای آنها معجزهای لازم است. چند سال پیش وقتی یکی از بیماران را از دست داد، دیگر به معجزه باور ندارد. روزی به او خبر میرسد که بیماری که فکر میکرد در آستانهٔ مرگ است، شاید اصلاً سرطان نداشته باشد. او درمییابد که این بیمار شاید در ترس زندگی کرده باشد اما احتمالاً مریض نبوده و ممکن است در حال آماده شدن برای اقامهٔ دعوای قضایی علیه او باشد. او تصمیم میگیرد دنبال او بگردد. اما این ده خیلی عجیب است. به نظر میرسد آنجا آنقدر افراطی مذهبی است که در مکانی که بیماران سرطانی زندگی میکنند، جای تعجب دارد. همچنین پسری که او یقین دارد مریض درست است، تأکید میکند که آن پسر نیست. چه بر سر او خواهد آمد؟