خط داستانی
سگیت، زن ۳۳ ساله بدگمان و بازرسی امنیتی در فرودگاه بن گوریون، همچنان با پدرش زندگی میکند، مردی که رابطهای پیچیده و عمیقِ وابستهای با او دارد. وقتی پدرش برای اجرا با گروهی مشهور آنجا را ترک میکند، سگیت برای اولینبار مجبور میشود بهتنهایی به زندگی نگاه کند. در حالی که آرام آرام از منطقه امن خود بیرون میزند، بهطور غیرمنتظرهای عاشق میشود، دوباره با مادرش که از او جدا شده رابطه برقرار میکند و شجاعت لازم برای دنبال کردن رویای نویسنده شدن را مییابد.