خط داستانی
رابرتو که از هم پاشیده است و کسب و کارش رو به ورشکستگی می رود، پسرش ایتای که فرزند نافرمان و بداخلاقی است و پدربزرگش ساموئل که عاشق فوتبال است و به تازگی فهمیده که دیگر زمانی طولانی برای زندگی ندارد، به طور خودجوش به مسابقات جام جهانی فوتبال در برزیل — homeland سابقشان — سفر می کنند. سفر غیرمترقبه آنان را به سفری عاطفی تبدیل میکند که همهٔ آنها را برای همیشه تغییر میدهد