خط داستانی
داستان پر آوای تراژیک درباره رویدادی است که کنت لِف نیکلایوویچ تولسوی در آن نقش دارد. در هنگفتی از پیاده نظام نظامی در منطقه تولا اتفاقی رخ میدهد. ستوانی پایتخت به نام گرگوری کالوکولتسف که از ایدههای پیشرفته الهام گرفته خدمت میکند. دادگاه نظامی و اعدام در انتظار سربازی است که به آن تخلف متهم شده است. کالوکولتسف از کنت تولستوی برای کمک درخواست میکند و او تصمیم میگیرد از بیگناه محافظت کند. داستان مشخص درباره پیچیدگی انتخاب و وفاداری به آرمانهای فرد بر اساس رویدادهای واقعی است.