خط داستانی
روانشناس پلیس، کلانتر لویی چالاند، با کمک پسرش سیدلِوان که کشیش شده است، به تحقیق درباره قتل مجسمهساز بحثبرانگیزی میپردازد. جسد در کنار یکی از آثار او پیدا میشود که با خطوط لاتین آغشته شده است. به زودی ارتباطی با گمشدن یک باقیمانده مقدس سنت مارتین، وندری از شهر تروا، به وجود میآید. تحقیقات آنها آنها را به پناهگاهی برای نیازمندان هدایت میکند که توسط فرانسوا دلکور و دخترش اداره میشود؛ دختری که به نقاش مرحوم هنرمند علاقهمند بود. سرنخها به تدریج به جاذبه نگرانکننده و باورنکردنی برخی ساکنان تروا نسبت به این بقایای مفقود شده اشاره میکنند. لویی و سیدلِوان درمییابند که میراث تاریخی و دینی غنی شهر چگونه میتواند راهحلهایی برای آشتی بین مادری سکولار و پسری متدین ارائه دهد.