هُمایون هیتمی: داكیتای اوننا، داکاراتای اوننا
Kobayashi Hitomi: Dakitai onna, dakaretai onna
از زمانی که سادایوکی ناپدید شد، ساتوکو منتظر بازگشت همسرش در گیت ورودی هر صبح است. شاگرد جوان سادا یوکی، واراتو، می گوید باید با هم جست و جو کنند. ساتوکو از وجود کیکو با خبر میشود که از مدیر کل چیکادا بشن شنیده است. کیکو دختر مدیر کل است و اخیراً پس از فراغت از دانشگاهی در اروپا به ژاپن بازگشته است. سادایوکی چند روز بعد ناپدید شد. در این بین، وارتو استعفایش را به شرکت ارائه داده و همسرش آکی را طلاق داده است. آنها با هم به چیبا میروند.