نگهبان خانهٔ کودک
Barnvakten
مادری تنها در استکهلم نیاز به پرستار برای پسر ده سالهٔ خود در آخر هفته دارد. همسایهٔ مهربان و پیر با نام مارجارِتا به پسرک در خانهٔ تابستانی دورافتادهٔ خود میبرد. این بانوی دوستداشتنی به تدریج تغییر میکند و عوض میشود و تبدیل به فردی عجیب و پرخاشگر میگردد، و پسر تنها و بدون امکان فرار باقی میماند.