تیستو انگشت سبز
Tistou the Green Thumb
وقتی تیستو هشت ساله از مدرسه بر می گردد زیرا نمی تواند در کلاس ها بخوابد پدر تصمیم می گیرد آموزش او را از طریق مشاهده زندگی واقعی ادامه دهد و از کجا بهتر از باغ شروع کند با باغبان آقای سبیل تیستو می فهمد که یک هدیه عجیب دارد یعنی انگشتان سبز هر چه لمس می کند به گیاهان زیبا تبدیل می شود درس بعدی او با آقای ترنبال مدیر کارخانه تسلیحات پدرش است که او را به شهر می برد تا درباره نظم بیاموزد در چند روز آینده تیستو چیزهای زیادی می آموزد از بازداشتگاه شهر تا گورستان و بیمارستان و هر جا که تلاش می کند دنیا را با قدرت تازه اش به جای بهتری تبدیل کند سرانجام جنگ را می آموزد و هنگام دیدن کارخانه پدرش می فهمد که آنجا به دو کشور در جنگ سلاح می فروشد