هیرک جانتی
Hirak Jayanti
جایانتی، دخترعموی معلم روستا، به هیراک، مردی فروتن که تحصیلش را رها کرده است، دل میبازد. پدر ثروتمند جایانتی از او راضی نیست و وقتی جایانتی توسط رقیب ربوده میشود، هیراک باید او را نجات دهد و در عین حال پدر او را نیز راضی کند.