خط داستانی
در پایان دهه هفتاد قرن بیستم گروهی از نقشه برداران به شهر کوچک استانی می روند. مَیستِر و کارشناسان همراه او قصد دارند جاده ای جدید در ناحیه بسازند. پروژه های ژئودزی باعث خشم یکی از کشاورزان محلی به نام بیارنکی می شود. راه پیشنهادی از طریق زمین او عبور می کند و برای حفظ ارثیه اش حاضر است رشوه بدهد. مناقشه میان میزبان و نقشه برداران به شیوه ای تلخ در برابر مقامات حزبی در ضیافت نزدیک شدت می یابد. نقاشی جِرزی گروزا نقدی تند به عادات اجتماعی از پایان دوره گیریک است.