خط داستانی
شب یکشنبه. آلکس یک افراطی است و تیمش به تازگی بازی را باخته و با ذهنی خالی از انرژی به خانه بازمیگردد. در نبود والدینش، با مادربزرگش زندگی میکند و برای پول قرص روووین را میفروشد. در شبی که قرار است آغاز شود، آلکس به زیرزمین میرود و به سردابهای میرسد که جمعیتی در آن جمع شدهاند. در حال انجام یک نبرد رپ است. نیمی زنی با بیتهای پخته و بااعتماد به نفس رقص میکند و او را میبیند و به دنبال او میگردد. با هم به شب میزنند و با خودرویی دزدیده شده به ماجرا میروند. دو تنهای که یکدیگر را میشناسند. تنهای آنها با یکدیگر برخورد میکند که به نظر میرسد آغاز داستانی باشد.