خط داستانی
پسری ناامید و پدری بدهکار برای زنده ماندن با هم میجنگند. در شهری روستایی کنار رودخانه به نام آزواما، در استانی دارندهٔ نفت، داستان ترسناک الیجاه، پسری جوان که از بیرحمی بیوقفهٔ پدرش بورو علیه او و مادرش بار میبرد را روایت میکند. به دلیل ناامیدی، الیجاه به دنبال راهحلی غیرقابل تصور از رهبر گروهی بدنام میگردد.