افسانه یوچیتسونه
Legend of Yoshitsune
مردی به تنهایی در شهری زیبا به نام کیوتو راه می رود که جوانی با چهره ای ناآشنا در مقابل اوست. به نظر میرسد آن پسر جوان از او متأثر شده باشد. نام آن مرد بنسُکه موسی است. او مردی بداخلاق بود که در شهر کیوتو میچرخید و هر پسری را که میدید وادار به در آغوش کشیدن آنها میکرد. اکنون بنسُکه با گووجو اُהاشی، پسر جوان راز آلودی با حجاب، روبهرو میشود.