هنرمند نامشخص
Artist Unknown
ژُنیپر، تکرو از دست دادن عشق، در پایینترین سطح خودستایی، در روز در کلاس های ورزشهای رزمی در استودیوی دوستدختر سابقش کار میکند و شبها روی کاناپهاش میخوابد. برای داشتن چیزی از خود، ژُنیپر وارد یک فروشگاه ثِرِت میشود و نقاشی میخرد. خریدی ناگهانی که به ماجرای پر از زندگی تبدیل میشود وقتی دو سارق نقابدار برای دزدیدن نقاشی وارد میشوند. او با مقاومت به خود و فرار از دست سارقان تعجب همگان را برمیانگیزد. وقتی به نبرد نهایی برای نقاشی کشیده میشود، ارزش واقعی در قدرت اعتماد به نفسِ خودش است، نه در زیبایی نقاشی یا جاذبیهٔ یک عاشق جدید.