خط داستانی
قتل دختری جوان ساکنان یک روستای کوچک ژاپنی را شوکه میکند. جسد امیلی توسط چهار همکلاسی که با او در حال بازی بود پیدا میشود. این قتل هرگز حل نمیشود. مادر امیلی، آساکو، با غم دچار تفرقه میشود و به چهار دختر لاک میزن از زبان خود با این ادعا که چهره قاتل را به خاطر نمیآورند نفرین میکند. هر یک از دختران به شیوهٔ خود برای خاموشیشان کیفر میبیند.