بیرِوزگار
Berozgaar
نواب بیکار با زندگی فقیر در چاچ-پورا حیدرآباد با والدین کهنسالش زندگی میکند و از یافتن کار خودداری میکند او با دوست کجفهمش بابا وقت میگذراند و با راننده اتوریکشا ابو از نظر مالی پشتیبانی میشوند آنان همچنین در کلاهبرداریهای کوچک شرکت میکنند پدر عصبانیشان آنها را میفرستد و آنها به خانه اببو میروند مستاجری پولدار را به دام میاندازند و در نهایت گرفتار میشوند و خبر آنها از تلویزیون پخش میشود این اتفاقات چه تاثیری بر جانگو ابو و پدر و مادر نواب دارد