خسته از جهان
Worn
اعظم در عمق بی نظمی شب های مشهور هالیوود کنترل خود را از دست میدهد پس از آخرین شب پشیمانی صبح با بزم مستی مردی روبهرو میشود همان بعد از ظهر تصمیم میگیرد به دیدن دوست پسر سابقش برود در حین آماده شدن برای پوشیدن لباسی مناسب به لباسهایش در کمدش نگاه میکند هر لباس در او یادآور خاطرهای از گذشتهٔ پرartoq میاندازد در نهایت با دوست پسر سابقش reconnect میکند و آن ها لحظهای غیرمنتظره را به اشتراک میگذارند و او را به ارزیابی بیشتر موقعیت فعلی اش وامیدارد