زندانی در شب کریسمس
Stuck on Christmas
شب کریسمس در ایستگاهی کوچک در کوهستان است و هیچ قطاری به دلیل برف مسدود است. چهار نفر در انتظار قطار هستند که ظاهر نمیشود. آنها با هم آشنا نیستند، نمیدانند چه مدت طول میکشد یا آیا هرگز به مقصد خواهند رسید یا نه. اما با گذشت ساعات، مادلینا، کریستی، اوزانا و آِکس ناامیدی و امید را با هم به اشتراک میگذارند. زیرا آنها به طور اتفاقی اینجا گیر افتادهاند. چون هیچکس نمیداند پایان کار چگونه است. و چون کریسمس است.