خط داستانی
داستان برونو، مردی خشن و سنگین که بیش از حد به نوشیدن علاقه دارد. تنها آرزوی او این است که انسانی عادی باشد، اما تقدیر چیز دیگری رقم میزند. روزی از خواب برمیخزد و میبیند دستانش شروع به خونریزی میکند؛ آغاز سفری به سوی رستگاری از طریق درد، رنج و مرگ. از این پس باید با استیگماتای جدیدش زندگی کند.