خط داستانی
آنها در بیست سالگی میانه را به جشن و مهمانی گذرانده اند اکنون تمرارا و تارا و سائیتسپ باید تصمیم بگیرند زندگی شان را چگونه دنبال کنند تارا فمنیستی است اما عاشق پیشه ای ناامید نیز می باشد سائیتسپ به تازگی دوست دخترش را دوباره به دست آورده اما برای نگه داشتن او مبارزه می کند و پونه از روی بی حوصلگی به حرف اول قانونش پشت پا می زند و با دوستانش به گرامی همخوابی می کند سه زندگی در مه دود سیگار و آبجو کنکریت خاکستری ورشو داستانی فلسفی با لبه های تند را روایت می کند