خط داستانی
روزى که کارا هجده ساله شد، او مجبور شد همه چیز را از دست بدهد؛ هدیهای از پدربزرگش که هرگز در عمر خود فراموش نخواهد کرد. توسط ع thị خانوادهای پذیرایی شد که فکر میکردند او فقیر است و او با کار برای حمایت از خودش و روابط جدیدش پیش میرود.
روزى که کارا هجده ساله شد، او مجبور شد همه چیز را از دست بدهد؛ هدیهای از پدربزرگش که هرگز در عمر خود فراموش نخواهد کرد. توسط ع thị خانوادهای پذیرایی شد که فکر میکردند او فقیر است و او با کار برای حمایت از خودش و روابط جدیدش پیش میرود.