خط داستانی
به غیر از اداره یک پاساژ، گوراو رانِ به مراقبت از پدر بیوهاش جاناردان و نجات او از دست ماجراهای نادرست تحت نفوذ دوست عجیب پدر، آقای ماتور، میپردازد. گوراو به زودی با همکلاسی سابقش شیخا عشقورزی میکند و آنها متوجه عاشق از دست رفته جاناردان میشوند و تصمیم می گیرند عاشقان را دوباره پیوند دهند.