خط داستانی
در ۶۳ سالگی، کارن بلیکسن در اوج شهرت خود است و در مسیر برنده شدن جایزه نوبل ادبیات قرار دارد. ۱۷ سال از زمانی که مزرعه مشهورش در آفریقا را ترک کرده است میگذرد و اکنون با زندگی ویرانشده به دانمارک باز میگردد. با فساد ناشی از سفیل و از دست دادن عشق زندگیاش، خود را به عنوان یک پدیدهٔ ادبی بازتولید میکند. روزی با شاعری پرتلاش ۳۰ ساله آشنا میشود که به او قول میدهد ستارهٔ ادبی شود اگر او بهطور بیقید و شرط از او اطاعت کند، حتی به قیمت از دست رفتن هر چیز دیگری در زندگیاش.