بدون حد و مرزِ آزادی فکر
No Inhibitions
وقتی آنا در حیاط خانهشان در حین باغبانی شیٔ باستانی را کشف میکند، از قدرتهای شهوانی آن بیخبر است. با استاد دانشگاه سابق خود مَارکوس تماس میگیرد و او به طور شگفتآوری فاش میکند که او نیز شی مشابهی دارد. از لحظهای که آنا شیء عجیب را در اختیار میگیرد، اندیشههای او پر از رویاهای شهوانی دقیق و هجوم وسوسه میشود. هرچه دو نفر به گفتوگو ادامه میدهند، روشن میشود که این شیء منبع افسانهای جنسی باستانی است و تنها راه غلبه بر قدرتشان، تسلیم کامل است.