نور در میدان پیازا (زنده از مرکز لینکن)
The Light in the Piazza: Live from Lincoln Center
در تابستان ۱۹۵۳، مارگارت جانسون همسر یک تاجر آمریکایی با دخترش کلارا به ایتالیا سفر می کند. در گشت و گذار، کلارا - جوانی زیبا و به طرز شگفت انگیزی بچگانه - کلاهش را در وزش ناگهانی از دست می دهد. به سبک دست سایه ای، کلاه به پای فابریزیو ناکارلی رسید و به کلارا بازگردانده میشود. این رویداد کوتاه اما سرشار از همزمانی و سرنوشت، رابطه ای فوری و شدید میان کلارا و فابریزیو را آتش می زند. مارگارت که نسبت به دخترش بسیار محافظ است، تلاش می کند کلارا و فابریزیو را از هم جدا نگه دارد.