خط داستانی
آلسندرو روسی، افسر نیروی هوایی ایتالیا در خدمت دیپلماتیک، با همسرش به نام بیا روسی که سقط جنین داشته است خوشحال است اما هنگام باردار شدن دوباره پسری برای غسل تعمید به نام ویتوریو، رویاهای مادری را به دست می آورد. بیا شغل خود را ترک می کند و با خانواده روستایی ایتالیا همراه می شود؛ مادر فرمانبردار او مارتا که احساس ترک خوردگی دارد بیانیه ای برای برلین می فرستد، اما پیش از رسیدن بیا می میرد. در خانه راClearing، یادآوران جوانی ناموفق با موریتس ویسنی که به خاطر او از مارتا نگهداری می کرد دوباره در ذهن می آید. آلِساندرو نمی تواند بیا را برای ترک برلین متقاعد کند؛ او پس از نجات بینفس بچه در خطر، در زندگی بیخود سقط دیگری دارد اما آن را از آلِساندرو پنهان می کند و تصمیم می گیرد بدون بازگشت به خانه در راه رسیدن به داشتن فرزند، به شیوهای دیوانه وار عمل کند اما همچنان در نهایت فاش می شود