بنی به تنهایی راه میرود
Beni Walks by Himself
بنی یک پسر هشت ساله است که در کُرچ با والدینش زندگی میکند و زندگی محافظتشدهای دارد. مادرش بسیار محافظهکار است و اجازه نمیدهد او بیرون بازی کند. وقتی بنی میتواند بیرون برود، بچههای محله به او میخندند. یک روز که داییاش، تامای، در حال بازدید است، او بنی را میبیند که بعد از اینکه بچههای دیگر اسبش را بردهاند، گریه میکند. تامای تصمیم میگیرد بنی را با اسب به یک روستای دور ببرد و به او درباره زندگی و چگونگی مرد شدن آموزش دهد.