خط داستانی
هیدئو و آساکو در حال زندگی خوشحال هستند پس از affair آنها آساکو اعتراف میکند «من باردارم سه ماه است» هیدئو پاسخ میدهد «خب پس باید درست انجام بدهم» آن شب هیدئو به رختخواب میرود اما با عرقی خیس از خواب میپرد و به آنچه سه سال پیش اتفاق افتاده است میافتد رمان هیدئو با عنوان «زمان تحریف شده» توسط نویسندهای مشهور دزدیده و منتشر میشود در ناامیدی هیدئو قلم را کنار میگذارد و تصمیم میگیرد نویسندگی را متوقف کند اما تنها آشنای وی میزبان آساکو از او پشتیبانی میکند