سربلندم نماند
Huzurum Kalmadı
وقتی نگهبان سادهدل کارخانه به کارمند بخشدار دچار عشق میشود در ابتدا شانس به سمت او است اما کارگران کارخانه با رسیدگی به پروندهٔ ارثیهٔ او رابطهٔ او با او را پایان میدهند