خط داستانی
این افسانه به کودک بازیگوش کریشنا (ماراته) و نبرد او با پادشاه شرور کامسا (گانپاتراو) که بر شهر گوکول حکومت میکند، میپردازد. داستانها عمدتاً از 'بهاگوت' و 'ویشنو پورانا' گرفته شدهاند و همچنین نشان میدهند که کریشنا چگونه کیشی (هاریباو)، ژنرال کامسا را که به صورت ناشناس برای دستگیری او آمده است، شکست میدهد. در نهایت، زمانی که کامسا باران و سیلابی بر شهر میفرستد (که با افسانه اصلی که در آن ایندرا باعث فاجعه طبیعی میشود، متفاوت است)، کریشنا کوه گووردهن را بر روی مردم بلند میکند تا از آنها محافظت کند.