تو جانم را نجات دادی
Tu m'as sauvé la vie
یک بارون ثروتمند که فرزندی ندارد و میداند مرگش نزدیک است، میخواهد مردی را به فرزندی قبول کند که او را کمی بیشتر زنده نگه داشته است، زمانی که تقریباً زیر چرخهای یک کالسکه اسبکش افتاده بود.