برای تو بیهوده
Vain sinulle
الینا، دختر یک کشاورز کوچک، میخواهد به یک مدرسه عالی محلی برود، اما پدرش نستور با این ایده مخالف است. الینا در یک حادثه دچار شکستگی شدید جمجمه میشود و برای درمان به هلسینکی فرستاده میشود تا تحت درمان متخصص مت قرار گیرد. بیمار بهبود مییابد و تحصیلاتش را آغاز میکند. او عاشق جنگلبان لوری میشود که به مدت دو سال به کانادا میرود. الینا به خاطر دلشکستگی و رد رمانش بیمار میشود.