خط داستانی
ایرملی به یاد پدر آهنگساز مرحومش احترام میگذارد، اما به نامزد جدید مادرش، دکتر هالاما، عاشق میشود. عشق ناموفق ایرملی را ناراحت میکند و او سعی میکند به سوئد فرار کند. آنتی، دانشجوی مهندسی که به عنوان مستأجر در خانه خانواده زندگی میکند، به دنبال ایرملی میرود تا او را به خانه برگرداند.