مردی که اجازهٔ خروج داشت
The Man Who Was Allowed to Leave
پیر مردی روزی متوجه میشود که از همسرش برای زن جوانتر به نام ماریا جدا خواهد شد. همسرش با تسلیم و صبر واکنش نشان میدهد. او نه عصبانی است و نه ناخشنود، اما معتقد است که باید اجازه دهد تا همسرش چندی جوانهٔ سرخوشی بزیند. او این کار را میکند؛ اما به شکلی که او تصور میکرد نیست.