خط داستانی
ایدیت پیشخدمت هتلی است که با احساس شدیدش نسبت به موریس سیلوکس مدیر استقبال هتل گرفتار است اما وقتی میفهمد موریس در هتلی لوکس شغل بهتری گرفته است باخبر میشود که او فقط میتواند منصب را بگیرد اگر ازدواج کند. موریس به ایـدیت میگوید پیشنهاد میکند و او میپذیرد تا برای منافع کاری خانهای با وجود پسری تخیلی بسازد. با ادامه زندگی در این نقش کاذب، وسواس ایـدیت نسبت به موریس و «پسر» تخیلیش تشدید میشود و به نتیجهای شوکهکننده و ترسناک منجر میشود