خط داستانی
پس از یک دوره آموزشی، هلگا باومن ۲۸ ساله، مادر تنها دو فرزند، دوباره با شوهرش فرد ملاقات میکند. آنها مدتی پیش جدا شده بودند زیرا دیدگاههایشان درباره ازدواج کاملاً متفاوت بود: فرد محافظهکار نقش زن به عنوان همسر و مادر را تأکید میکرد، در حالی که هلگا به یک شراکت آزاد بین دو فرد شاغل رویای میدید. حالا، خواهرش آنها را دوباره به هم نزدیک کرده است. در نگاه اول، به نظر میرسد فرد تغییر کرده و هلگا دوباره نمیتواند در برابر پیشرفتهای او مقاومت کند. اما وقتی در یک نمایشگاه در تاشکند با مشکلاتی مواجه میشود، فرد دوباره به عنوان یک بورژوا کوچک ثابت میکند که به او اطمینان میدهد که بدون کار کردن او، به خوبی کنار خواهند آمد.