خط داستانی
"ووندر بار" در این کمدی روزمره توسط برنهارد ویکی به معنای جدیدی دست مییابد، جایی که یک بار به طرز معجزهآسا توسط خود خدا به مکان جدیدی در یک جزیره منتقل میشود. ماهیت این معجزه کمی عجیب است، اما در پاسخ به دعاهای پدر مالاچیا برای خارج کردن این مکان پر از گناه از مرکز شهر رخ میدهد. مالاچیا، که خوب و سادهدل است، به طرز ظریفی توسط هورست بولیمن بازی میشود. پس از وقوع این معجزه جابجایی، کوسهها و کارآفرینانی که میخواهند هم از مؤمنان و هم از کنجکاوان کلاهبرداری کنند، مانند یک اپیدمی ناخواسته ظاهر میشوند. در اینجا، دنیای مادی و مقدس در تضاد قرار میگیرد، زیرا بسیاری سعی میکنند معنای عمیقتری در آنچه که اتفاق افتاده پیدا کنند و پدر مالاچیا شروع به تردید در حکمت دعای اولیهاش میکند.