خط داستانی
این داستان به قتل یک یهودی دورهگرد (ژول موریس) توسط برگوماستر روستا (هری باور) میپردازد. سالها میگذرد و جرم باور بر وجدانش سنگینی نمیکند. اما در یک ضیافت شبانه، موضوع قتل مطرح میشود و او بیهوش میشود و از آن لحظه به بعد، با تصویر مردی که کشته است و صدای زنگهای سورتمه که ابتدا همراه با ورود قربانی به روستا بود، تعقیب میشود. و برای باور، اوضاع پیچیدهتر میشود زمانی که پسر قربانی وارد میشود و به دختر باور علاقهمند میشود.