خط داستانی
بارون بروسنهیل در قلعه ترستهلت در اسکونه از اینکه پسر جوانش کارل اسکار با دختر مستأجر، آن-ماری، بازی «مادر و پدر» میکند، ناراضی است، زیرا او آغاز یک ناهماهنگی آینده را پیشبینی میکند. سالها میگذرد و کارل اسکار در آستانه فارغالتحصیلی از دبیرستان است. او تظاهر میکند که تاریخ کلیسا را مطالعه میکند اما در واقع «یادداشتهای فریبنده» را میخواند و به آن-ماری فکر میکند که اکنون به یک زن بالغ تبدیل شده است.