خط داستانی
کلر اندیکات یک مهمانی وحشی برگزار می کند و پدرش وارد می شود و او را در حال flirt کردن با میلت بیسنت، که متاهل است، می بیند. به منظور اصلاح او، اندیکات کلر را به جنگل های شمالی کانادا می فرستد، جایی که مهندس میدانی او، گریمشا، در حال کار است. در حین ماهیگیری، کلر در آبشارها swept می شود و گریمشا سعی می کند او را نجات دهد. هر دوی آنها در یک دره دورافتاده گیر می کنند و گریمشا به ساخت یک کلبه به عنوان پناهگاه می پردازد.