بدی روستا
A Falu rossza
پسر روستایی وحشی، گندور ساندور، عاشق باکی ترچی است، اما دل دختر برای پسر شهردار، فلدی لایوش میسوزد. او از ناامیدی دیوانه شده و فینوم روزی که به شدت عاشق ساندور است، سعی میکند او را بیفایده آرام کند.