خط داستانی
زازا یک ستاره سالن موسیقی در پاریس است. او با برنارد دوفرن آشنا میشود و یک رابطه عاشقانه شدید از طرف او شکل میگیرد. زمانی که او متوجه میشود که او قبلاً همسر و فرزندی دارد، در ناامیدی فرو میرود. اولین ایدهاش این است که به دیدن آنها برود و خود را به عنوان معشوقه شوهر و پدر معرفی کند، اما جذابیت کودک او را باز میدارد. او نمیتواند این ضربه را بزند و با یک عذر ساختگی از دیدار خود میگذرد. او برنارد را رد میکند و به صحنه برمیگردد، جایی که به عنوان یک هنرمند دراماتیک واقعاً مشهور میشود. او دوباره به دنبالش میآید، اما دوباره یادآوری کودک او را به سمت بهتر بودنش نجات میدهد.