Storyline
پیمسای برای یافتن دوست پسرش به سان فرانسیسکو می رود او نمی داند که او برای پیرزن مجرد ثروتمند تبدیل به پسرک بازی شده است او آپارتمانش را به جان فروخته است پیمسای گمان می کند دوست پسرش هنوز در آنجا زندگی می کند و در نهایت جان به او اجازه می دهد با هم هم خانه شوند و او را به کار در رستوران دوستی می برد و این آغاز داستان آنهاست