Storyline
چیمی، ولگردی از باوری، از دست بازداشت نادرست نجات مییابد توسط فانی، خیّر اجتماعی. او او، برادرش و مادرش را به عنوان خدمتکاران میپذیرد. برادرش نقشه میکشد تا نقرههای آن خانم خوب را بدزدد.
چیمی، ولگردی از باوری، از دست بازداشت نادرست نجات مییابد توسط فانی، خیّر اجتماعی. او او، برادرش و مادرش را به عنوان خدمتکاران میپذیرد. برادرش نقشه میکشد تا نقرههای آن خانم خوب را بدزدد.