خط داستانی
ساشا دوازده ساله مجبور میشود از مسکو به پایتگورسك برود تا با عمهاش زندگی کند در حالی که والدینش در آفریقا مشغول کار هستند. بچههای محله، قلدریهای مدرسه و conflict با رهبر، مارات، بخشی از زندگی جدید او میشود. وقتی والدینش در سیل ناپدید میشوند پسر با ناامیدی کامل روبهرو میشود و برای یافتن قوت، عشق به کاراته را کشف میکند که معلم سختگیرش، دمیتری، و دخترش ماشا به او کمک میکنند تا ترسهایش را کنار بگذارد و شخصیتش را پرورش دهد.