خط داستانی
دانش آموز جوانی به نام براتا سعی دارد مدل زیبایی به نام ایریس را فریب دهد. اگرچه از دو جهان مختلف هستند، هر دو سعی میکنند این تفاوت را نشان ندهند. در داستان دیگری شومی و دوژه با اضطراب بازی فوتبال بین منچستر و ایستویچ را دنبال می کنند. آنها روی ایستویچ شرط می بندند چون دوست دوران کودکیشان کنگور دروازهبانشان است. طرح داستان سوم روی پشت بام سِلاتی ادامه دارد جایی که آواکز و هیبرید وقت تلف می کنند تا اتفاقی بیفتد.