خط داستانی
زندگی استِسر بهخوبی پیش میرود. او بهزودی با دوستپسرش ونسان زندگی خواهد کرد و بهنظر میرسد در شرکت روابط عمومی که بهصورت فریلنسر کار میکند، بهطور دائم استخدام شود. همه چیز خوب بود اگر استِسر بطور تصادفی کنجکاوی آتشینتری نسبت به بدن خودش کشف نمیکرد.