خط داستانی
آندره، تنها پسر یک ناشر ثروتمند، جوانی نوروتیک است که به مادرش وسواس دارد. او تحت تأثیر امیال غیرقابل کنترل و خیالهای خودکشی قرار دارد، در حالی که رفتارهای پسرفت او را تنها و ناامید کرده است. او ناتوان از داشتن روابط جنسی عادی، به خیانتهای نامادریاش چشم میدوزد و به کارول، دختر جوان آمریکایی که به طور مخفیانه او را فیلمبرداری میکند (حتی زمانی که با دوستپسرش در حال عشقورزی است)، وسواس دارد و به طرز ناشیانهای او را court میکند. در نهایت، آندره کارول را به دست میآورد اما هنوز از ترس از دست دادن دنیای خصوصی خود از خاطرات و بازیهای ماکابری رنج میبرد...