رناتو کاستلانی - فیلمشناسی
Biography
رناتو کاستلانی (زاده ۴ سپتامبر ۱۹۱۳ – درگذشته ۲۸ دسامبر ۱۹۸۵) کارگردان و فیلمنامهنویس ایتالیایی بود.
پسر نماینده کداک، او در Varigotti، در آن زمان دهکده ای از Final Pia به دنیا آمد، که در سال 1927 به Finale Ligure (ساونا) تبدیل شد، جایی که مادرش از آرژانتین بازگشته بود تا پسرش را به دنیا بیاورد. دوران کودکی خود را در آرژانتین در شهر روزاریو گذراند. پس از 12 سال به لیگوریا بازگشت و تحصیلات خود را در جنوا از سر گرفت.او به میلان نقل مکان کرد و در آنجا از دانشگاه پلی تکنیک در رشته معماری فارغ التحصیل شد. در میلان با لیویو کاستیلیونی آشنا شد و با هم برای GUF (گروه دانشگاه فاشیست) L'ora radiofonica و La fontana malata اثر آلدو پالازسکی پخش شدند و تکنیکهای جدیدی را برای ویرایش صدا در رادیو آزمایش کردند.
او همکاری خود را در سال 1936 به عنوان مشاور نظامی برای درخواست بزرگ، فیلمی از ماریو کامرینی آغاز کرد. او به عنوان منتقد سینما کار کرد و کار کرد - الففیلمنامهنویس یا دستیار کارگردان - با نامهای مهم سینمای آن زمان ایتالیا، مانند آگوستو جنینا، که با او فیلمنامه قلعههای در هوا (1939) اثر ماریو سولداتی را امضا کرد، که دستیار کارگردان آن در صحنه فیلمبرداری Malombra (1942) بود. او سپس با الساندرو بلاستی کارگردان کار کرد و فیلمنامههای فیلمهایش را به نام ماجراجویی رزا رزا (1939)، تاج آهنین (1941)، چهار قدم در ابرها (1942) امضا کرد.) و با کارگردانی Camillo Mastrocinque، امضای فیلمنامه The Cuckoo Clock (1938).
اولین کار او به عنوان کارگردان، شلیک تپانچه (1942) بود که بر اساس داستانی از الکساندر پوشکین ساخته شد و آلبرتو موراویا نیز در فیلمنامه آن با فوسکو جیاچتی و آسیا نوریس شرکت کرد. این فیلم و همچنین زازا (1942) بعدی در ژانر خوشنویسی جای می گیرند.
با زیر خورشید روم (1948)، برای همیشه بهار است (1950)، هر دو فیلمبرداری شدند.کاستلانی در خارج از منزل با بازیگران غیرحرفهای و بهویژه دو سنت ارزش امید (1952)، ژانر جدیدی را پدید آورد که به عنوان «نئورئالیسم صورتی» تعریف میشود، که توسط منتقدان آن زمان به عنوان روند نزولی نئورئالیسم تلقی میشد، اما سرنوشت آن موفقیت چشمگیر مخاطبان بود.
او با دو سنت ارزش امید، جایزه بزرگ ex aequo را در جشنواره فیلم کن 1952 دریافت کرد. او با فیلم رومئو و ژولیت (1954) برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز در سال 1954 شد.پس از چند فیلم مهم دیگر مانند رویاها در کشو (1957) و راهزن (1961)، کاستلانی عمدتاً خود را وقف فیلمهای زندگینامهای در قسمتهایی کرد که برای تلویزیون فیلمبرداری میشدند که به طور گسترده دنبال شد، مانند زندگی لئوناردو داوینچی (1971) و زندگی وردی (1982).